برق امام . [ ب َ ق] (ع مص ) برقی که اما قول آن را داده بود . (آنندراج ). برق مفت . (منتهی الارب ). برقی که از خانه ی امام می آید . (منتهی الارب ). برقی که از تیر چراغ برق برگیرند. (از اقرب الموارد). برقی که لازم نیست پول آن را بدهند. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). جایگاه استفاده این لغت در بازار ها و مکان هایی که ساخت و ساز در آن هردمبیلی است.
گفتم که پول برق دکان من زیاد آمده است
گفت از سر تیر برق امامی بگیرو سر فراز کنید
روزی مردی خانه ای ساخت و بود بی مجوز و بلدیه به وی اجازت نصب کنتور نمی دهادی وی پیش حکیمی رفت و پاسخ جست حکیم وی را گفت تو را که خانه بی مجوز است کنتور نهادنت دیگر چیست از سر تیر برقی بگیر، مرد حکیم را گفت که این کار را اشکال نیست؛ حکیم او را گفت برای رفع اشکال بر روح امام دعا کن.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر